يادداشتها یی از مردم قهرمان ورکی

يادداشتها یی از مردم قهرمان ورکی
هر چه مي خواهد دل تنگت ..بگو.... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

 

[ دوشنبه نهم تیر 1393 ] [ 18:57 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]

[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 23:1 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]

جناب سرهنگ عسگری اندوه بی پایان ما از این واقعه دردناک قابل وصف نیست
مصیبت وارده به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض مینمایم

درگذشت(پدر گرامیتان) چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست.این ماتم جانگداز را به،خانواده محترم تان بخصوص علی-حسن-حسین وابوالفضل عسگری ودختران گرامی  صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای آنان صبر و اجر و برای آن عزیز سفرکرده علو درجات طلب می‌کنم.

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9375.jpgم

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9372.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9383.jpg

 

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9385.jpg

تجربه تلخ یتیمی

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9389.jpg

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 13:35 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9339.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9342.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9343.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9353.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9357.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9368.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9371.jpg

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 13:21 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
محمد رضا اسماعیلی داماد مشهدی ارسطو

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9324_b3256.jpgانوشیروان قربانی کسی که بعد از چندین سال کاشت لوبیای روغنی را احیا کرد زمینهایی که بعلت خشکسالی ترک برداشته اما انوشیروان همچنان این زمین را سر سبز وپر بار نگه داشته است

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9333_6fc31.jpgو

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9335.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9328.jpg

 

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 0:39 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
 محمدولی قربانی باز نشسته ومرد همیشه فعال

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9283.jpg

 http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9294.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9295.jpg

 

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 0:24 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
خدارحمت کند همه درگذشتگان مارا بالاخص مشهدی ارسطو ی قربانی وفرزند مرحومش را

یه سری به چوچوری زدم دیدم فرزندان این مرحوم واقعا حق فرزندی را به این پدر مومن اداکردند گندم زاری را که بین وارثین تقسیم شد هرکدامشان ساختمان بنا کردند وآنجابرای خودش یک شهرک شده است

قربانیها که علاقه خاصی به زندگی روستایی وسنتی دارند هر کدامشان برای خودشان چند تا گاو وگوسفند ومرغ وبوقلمون پرورش میدهند  وباغ وباغچه ای درجلوی ساختمانشان ایجاد کردند که به زیبایی این منطقه افزوده است

فعالیتهای آقای کربلایی اصغر قربانی   بعد از بازنشستگی

1-کشاورزی 2-دامداری3-پرورش مرغ وبوقلمون4-درختکاری وباغداری که در این امور بسیار هم موفق بود

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9320.jpg

 

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9291_e03ca.jpg

 

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9289.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9307.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9310.jpg

 

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 0:19 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]

 

آیا داستان مردی را که در حمام زنانه کار می کرد را شنیده اید؟

 

مردی که سالیان سال همه را فریب داده بود نصوح نام داشت.

 

نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سواستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرارمعاش می کرد هم ارضای شهوت.

 

گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.

 

او دلاک و کیسه کش حمام زنانه بود. آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران و رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند که وى آنها را دلاکى کند و از او قبلاً وقت مى گرفتند تا روزى در کاخ شاه صحبت از او به میان آمد. دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد.
از قضا گوهر گرانبهاى دختر پادشاه در آن حمام مفقود گشت ، از این حادثه دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه کارگران را تفتیش کنند تا شاید آن گوهر ارزنده پیدا شود.

 

کارگران را یکى بعد از دیگرى گشتند تا اینکه نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوایى ، حاضر نـشد که وى را تفتیش ‍ کنند، لذا به هر طرفى که مى رفتند تا دستگیرش کنند، او به طرف دیگر فرار مى کرد و این عمل او سوء ظن دزدى را در مورد او تقویت مى کرد و لذا مأمورین براى دستگیرى او بیشتر سعى مى کردند. نصوح هم تنها راه نجات را در این دید که خود را در میان خزینه حمام پنهان کند، ناچار به داخل خزینه رفته و همین که دید مأمورین براى گرفتن او به خزینه آمدند و دیگر کارش از کار گذشته و الان است که رسوا شود به خداى تعالى متوجه شد و از روى اخلاص توبه کرد در حالی که بدنش مثل بید می‌لرزید با تمام وجود و با دلی شکسته گفت: خداوندا گرچه بارها توبه‌ام بشکستم، اما تو را به مقام ستاری ات این بار نیز فعل قبیحم بپوشان تا زین پس گرد هیچ گناهی نگردم و از خدا خواست که از این غم و رسوایى نجاتش دهد.

 

نصوح از ته دل توبه واقعی نمود ناگهان از بیرون حمام آوازى بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد. پس از او دست برداشتند و نصوح خسته و نالان شکر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص ‍ شد و به خانه خود رفت.

 

او عنایت پرودگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت.

 

چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد، ولی نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم، و دیگر هم نرفت. هر مقدار مالى که از راه گناه کسب کرده بود در راه خدا به فقرا داد و چون زنان شهر از او دست بردار نبودند، دیگر نمى توانست در آن شهر بماند و از طرفى نمى توانست راز خودش را به کسى اظهار کند، ناچار از شهر خارج و در کوهى که در چند فرسنگی آن شهر بود، سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید.
شبی در خواب دید که کسی به او می گوید:”ای نصوح! تو چگونه توبه کرده اى و حال آنکه گوشت و پوست تو از فعل حرام روئیده شده است؟ تو باید چنان توبه کنى که گوشتهاى حرام از بدنت بریزد.» همین که از خواب بیدار شد با خودش قرار گذاشت که سنگ هاى سنگین حمل کند تا گوشت هاى حرام تنش را آب کند.

 

نصوح این برنامه را مرتب عمل مى کرد تا در یکى از روزها همانطورى که مشغول به کار بود، چشمش به میشى افتاد که در آن کوه چرا می کرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از کیست؟

 

عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعاً از شبانى فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستى من از آن نگهدارى کنم تا صاحبش پیدا شود . لذا آن میش را گرفت و نگهدارى نمود خلاصه میش زاد ولد کرد و نصوح از شیر آن بهره مند مى شد تا سرانجام کاروانى که راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شیر مى داد به طورى که همگى سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند.

وى راهى نزدیک را به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانى کردند و او در آنجا قلعه اى بنا کرده و چاه آبى حفر نمود و کم کم در آنجا منازلى ساخته و شهرکى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگریستند.

 

رفته رفته، آوازه خوبى و حسن تدبیر او به گوش پادشاه آن عصر رسید که پدر آن دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت کنند. همین که دعوت شاه به نصوح رسید، نپذیرفت و گفت: من کارى و نیازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست.

 

مامورین چون این سخن را به شاه رساندند  شاه بسیار تعجب کرد و اظهار داشت حال که او نزد ما نمی آید ما مى رویم او را ببینیم.پس با درباریانش به سوى نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد، پس پادشاه در آنجا سکته کرد و نصوح چون خبردار شد که شاه براى ملاقات و دیدار او آمده بود، در مراسم تشییع او شرکت و آنجا ماند تا او را به خاک سپردند و چون پادشاه پسرى نداشت، ارکان دولت مصلحت دیدند که نصوح را به تخت سلطنت بنشانند. چنان کردند و نصوح چون به پادشاهى رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و بعد با همان دختر پادشاه که ذکرش رفت، ازدواج کرد و چون شب زفاف و عروسى رسید، در بارگاهش ‍ نشسته بود که ناگهان شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را نزد تو یافته ام، مالم را به من برگردان.

 

نصوح گفت : درست است و دستور داد تا میش را به او بدهند، گفت چون میش مرا نگهبانى کرده اى هرچه از منافع آن استفاده کرده اى، بر تو حلال ولى باید آنچه مانده با من نصف کنى.

 

گفت: درست است و دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند.آن شخص گفت: بدان اى نصوح، نه من شبانم و نه آن میش است بلکه ما دو فرشته براى آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد، و از نظر غایب شدند…

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:40 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9254.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9258.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9261.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9278.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9269.jpg

 

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 20:34 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9215.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9212.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9218.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9223.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9226.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9240.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9245.jpg

 

 

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 20:29 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
 

 

خِدا ره وَنگ و وا کِمبه دَگِردی

شه نومداره صِدا کِمبه ، دَگردی

صِواحی ره تِسه نَذری یارمِبه

شو و روزه جِدا کِمبه ، دَگردی

تجن او ره تِسِه بَند یارمبِه

تجن لو، دعا کِمبه ، دَگردی

نَمدار چَرده سه ، دار لُو نَشومبه

شِه گوکه ، گوکپا کِمبه ، دَگِردی

گِج مَنگو واری سَر به بیابون

شِه خالِکه صِدا کِمبه ، دَگردی

تِره ته ماره جان قَسِم نَدمِبه

شِه خِده تِه گِدا کِمبه ، دَگردی

کَهو دِله ، شِه عَسری جِه شُورمِبه

تِه ره ، اوُن دُِلِه جا کِمبه ، دَگردی

اَتا پِروک اَگه قِد بَمُوندسِبو

وِِره تِسِه فِدا کِمبه ، دگَرِدی

سال و ماه و زَمونه رِه ، کورمِبه

شِه جانه رونِما کِمبه ، دَگردی

انده کَله ونگ دِمِبه شِه گوخِسه جِه

اَنده خِدا خِدا کِمبه ، دَگردی

[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 1:20 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
 

برداشت از وبلاگ شاخه انار

حجت الاسلام علی احدی خطاب به افراد خیره سر و خودکامه :

حنای بی صداقتی هرگز رنگی نخواهد داشت

جناب حجت الاسلام حاج علی احدی مدیر محترم موسسه پیام آزادگان طی تماسی با مدیریت وبلاگ شاخه انار درخواست نمود متن سخنان و گلایه ایشان به شرح زیر در این وبلاگ منتشر گردد :

این آقایان یکبار وسط جلسه هیئت مدیره آمدند داخل موسسه اما بنده جلسه را ترک نموده و  خدمت شان حاضر شدم .

 


ادامه مطلب
[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 0:21 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت درگذشت پدر زحمتکش واین کارگر باغیرت مشهدی حضرتقلی صالحی را به خانواده محترم صالحی وحسنپور ونیکنژادوهمه فامیلهاوورکیهای عزیزتسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای خانواده محترمش  و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .

[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 0:9 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
کتاب را از روى جلدش داورى مکن

علی- من یک ایرانى مفتخر به فرهنگ و کشورم و از هموطنانى مانند شما به خود می بالم و از راه دور(امریکا) دست شما رامی فشارم. برادر مهربان اکثر ما ایرانیان خارج از وطن به شما و ایثارتان می بالیم و خدمتتان به کشور مادرى را هیچ وقت فراموش نمی کنیم و من درد روحى و جسمى شما را تا اندازه اى درک می کنم. چون که یکى از دوستان بسیار خوبم که همیشه از بودن و گفتگو کردن با ایشان لذت می بردم ایشان هم شیمیائى شده و زمانی که به ملاقاتش رفتم، سر گفتگو را با ایشان باز کردم اما دیدم مشکل نفس کشیدن دارد و بدون سرفه حرف نمی زد! بالاخره پرسیدم اسم دارى اما گفت کاش اسم می داشتم اما شیمیائى شدم. بهر حال خیلى متأثر شدم. مخصوصا" هر چند ماهى بایستى از آمپولى استفاده کند که آن هم دوندگى فراوان داشت در نتیجه تمام درآمدشان خرج دارو می شود و از دوندگى هم خسته شده و از مسؤلین بریده و تمام زندگى ایشان شده مکانى به اندازه یک تخت خواب.

اما خواهش می کنم به قول همین امریکائی ها نظرت را در مورد یک کتاب از روى جلدش نده بلکه آن را بخوان و بعد نظر بده. در نتیجه من خودم به دلیل ظاهرم نتوانستم در جهاد سازندگى اوایل انقلاب کار بگیرم چون که تازه از امریکا مدرکم را گرفتم و راهى کشور شدم اما زمانی که به جهاد رفتم و تقاضاى کار کردم جواب دادند هفته اى دیگر بالاخره بعد از نه ماه، آشنائى گفت که به شما کار نمی دهند، چون که همیشه با شلوار لى امریکائى و ریش زده به اینجا میائى و مسؤلین از ظاهر شما خوششان نیامده. بهر حال مجبور شدم به امریکا برگردم اما روحا" هیچ وقت ایران را ترک نکردم و مدتى براى جانباز ها دارو جمع می کردم و براى دوستان می فرستادم ولى مسئولین قبولشان نمی کردند و مجبور شدم که آنها را به دکترهاى آشنا بدهند که بین افراد کم دست پخش کنند اما در آخر اینکه ما به شما افتخار می کنیم، چه موهاى ژل زده داشته باشیم و یا شلوار لى در پا اما همانطوری که گفتم کتاب را از روى جلدش داورى مکن بلکه ان را بخوان و بعد داورى کن. مخلص شما یک هموطن دور از وطن اما روحش نزد شما خدا نگهدارتان

 
[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 1:0 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
 
افسران - عباس!!!!

اسیر شده بود!

مأمور عراقی پرسید: اسمت چیه؟!

- عباس

اهل کجایی؟!

- بندر عباس

اسم پدرت چیه؟!

- بهش میگن حاج عباس!

کجا اسیر شدی؟!

- دشت عباس!

افسر عراقی که کم کم فهمیده بود طرف دستش انداخته و نمی خواهد

حرف بزند محکم به ساق پای او زد و گفت: دروغ می گویی!

او که خود را به مظلومیت زده بود گفت:

- نه به حضرت عباس (ع) !!

[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 0:51 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]

 

افسران - باید واقعا ازشون یاد گرفت...
[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 0:50 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
 
افسران - غزه پیروز شد
[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 0:49 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
ازحاج ابراهیم کلانه تقاضا دارم درمورد خاطرات این عکس هر چه یادش هست برایمان بنویسد

توسط:محمد ابراهیم کلانه

این عکس در سال 1352در زمین خاکی والیبال گلچینی که الان محوطه کوچه سجاد و صاحب الزمان میباشدمن و این عزیزان از جمله شهید محمد رضا شعبانی از دوستان صمیمی بودیم بیشتر اوقات غروبها ایام فراغت به ورزش والیبال در زمین خاکی به عنوان یک تیم با تیم های هم محله ای و بچه های روستای پرکوه مقیم ساری بازی میکردیم.روزهای خوش یادش بخیر وروح شهدا شاد امیدواریم شفیع ما در دنیا و اخرت باشند.از برادر نامدار که مارا به روزهای ماندنی یاداوری کرد تشکر میکنیم.

http://updo.ir/do.php?imgf=Untitled-1.jpg

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 22:5 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8410.jpg

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 0:30 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
ترشی آش محلیhttp://updo.ir/do.php?imgf=IMG-7228.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-7258.jpg

ادامه دهنده راه شهدا ومرد عمل

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-7260.jpg

سید رقیه زمانی مادر زحمتکش

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-7262.jpg

مسجد مهدیه لاجیم

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-7275.jpg

الزی لاجیم

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-7291.jpg

مزارشهدای لاجیم

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-7320.jpg

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 0:27 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
توسط:علي اكبراردشيري جناب اقاي نامدار شماكه به روستاي همسايه لاجيم علاقه داريد عكسهاي شب ماه مبارك رمضان راتو سايتون بزاريد ارادتمند

اطاعت امر برادر اردشیری

http://updo.ir/do.php?imgf=DSC-0065.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=DSC-0066.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=DSC-0072.jpg


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 0:14 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8980.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8984.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8943_e5e7a.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8922.jpg

 

[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 1:16 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
«اگر روزي اسراء برگشتند و من نبودم، سلام مرا به آنها برسانيد و بگوييد خميني در فکرتان بود» امام خميني(ره) روز 26 مرداد 1369 ، ميهن اسلامي شاهد حضور عزيزاني بود که پس از سال‌ها اسارت در زندان‌هاي مخوف رژيم بعثي صدام، قدم به خاک پاک ميهن اسلامي خود مي‌گذاشتند. اين روز يکي از خاطره‌انگيز‌ترين روزهاي تاريخ انقلاب اسلامي است که شاهد حضور و آزادي مرداني بود که در راه عهد و پيماني که با خدا بسته بودند، مجاهدت و استقامت ورزيدند و آنها توانستند در سال‌هاي زجر و شکنجه، با وجود درد و بيماري جسمي، روح و روان خود را حفظ کنند و تقوا و مردانگي خود را مضاعف نمايند تا در بازگشت به ايران اسلامي در صحنه‌هاي مختلف اجتماعي، سرمشق و نمونه‌اي براي صلابت و استقامت مردان و زنان ايران اسلامي باشند.
بنده به اتفاق مهمانان عزیزمان نماز ظهر را به جماعت در پهن کلای ساری خواندیم واز آنجا به منطقه ییلاقی وتوریستی ورگینه وا ی دودانگه ساری رفتیم وناهار را صرف کردیم وازطبیعت بکر آنجا نهایت اسبفاده را کردیم وبعد از شنا داخل آب معدنی برادران عزیز به شعر وغزل خوانی پرداختندوسپس به سد شهید رجایی رفته  وشب را هم در منزل بنده با برنامه های خوب گذراندیم

 

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8914_31f5c.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8882.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8963_92285.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8937_9a1f6.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-9008_6e5f9.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8903.jpg

[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 1:15 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
منزل حسنپور

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8625.jpg

 جاده ورکی به لاجیم

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8632.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8633.jpg

ویلای کاظم علی امینی

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8635.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8631.jpg

http://updo.ir/do.php?imgf=IMG-8630.jpg

[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 21:45 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
 
ا

[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 0:23 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]

 

 

 یاسین ضامنی ورکی از تیم آدینه شهریار با عقد قرارداد دو ساله به تیم فوتبال نوجوانان پیکان پیوست انشاء الله خبرهای خوبی از او بشنویم.

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 23:37 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]

 

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 23:36 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]

همزمان باشب شهادت رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق

(ع) مجلسی آراسته ایم مملو از یاد وخاطر11گلواژه ایثاروالامقام روستای ورکی که سبکبال

به ملکوت اعلی پر کشیدند وبه مقام «عندربهم » رسیدند.

ابتدای جلسه  قرانی تلاوت شد وسپس مداح خوب شهرمان حاج آقای بریمانی مداحی کردند وبعد ازآن حجت اللسلام هاشمی سخنرانی نمودند ودر رابطه با مقام شهدا وهمسنگری ایشان با شهید اسلامی مطالبی را ایراد فرمودند ودر رابطه با توطئه استکبار با بوجود آوردن نیروهای تکفیری از قبیل طالبان در افقانستان وداعش در سوریه وعراق النصره درلبنان وگروهای تکفیری دیگر در آفریقا هشدار دادند ودر پایان با پذیرایی این مجلس با شکوه پایان یافت در این جلسه رئیس بنیاد شهید وامور ایثارگران شهرستان ساری وتعداد زیادی از مسئولین شهرستان ساری وخانواده محترم شهدا وجانبازان وآزادگان شرکت داشتند

http://s5.picofile.com/file/8136725242/IMG_8143.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8136712868/IMG_9165.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136712700/IMG_9164.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136711450/IMG_9122.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136711600/IMG_9134.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136711900/IMG_9147.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136711742/IMG_9146.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136712026/IMG_9151.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136712368/IMG_9155.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136712576/IMG_9162.JPG

 ادامه عکسها


ادامه مطلب
[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 22:50 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8136699668/IMG_9112.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136699718/IMG_9116.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136699784/IMG_9118.JPG

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 21:46 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
http://s5.picofile.com/file/8136696226/IMG_9071.JPGhttp://s5.picofile.com/file/8136698484/IMG_9062.JPGhttp://s5.picofile.com/file/8136698576/IMG_9064.JPG

http://s5.picofile.com/file/8136698668/IMG_9066.JPG

ادامه عکسها را حتما ببینید


ادامه مطلب
[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 21:42 ] [ حاج نامدار سليماني وركي ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

آزاده ای از دیار وركي

این وبلاگ سعی دارد در راستای خدمت به خانواده های معظم ومعززشهدای ورکی جانبازان- آزادگان- ومردم قهرمان ورکی وبخصوص آزادگان سربلند کشور و خانوادهای معزز آنان ، هر گونه اطلاعات و اخبار و مقالات سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی،اجتماعی مورد نیاز این قشر شریف را تهیه تنظیم و منتشر نماید.
درج نظرات خوانندگان در قسمت نظرات ، به معنای تایید آنها نبوده و صرفاً به منظور احترام به آزادی بیان در نظام مقدس ج ا ا می باشد. لذا خواهشمند است در طرح نظرات از توهین و تعدی به حقوق عمومی و خصوصی اکیداً اجتناب گردد وبلاگ هر نظری را که به افراد حقیقی و حقوقی توهین نماید حذف خواهد نمود.
استفاده از مطالب این وبلاگ صرفاً با ذکر منبع بلامانع می باشد.
مدیر وبلاگ : نامدار سليماني وركي

امکانات وب
شهدای ورکی عکسهای شهدای ورکی

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


ايرانسل

حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی